جعفر شهرى باف

489

طهران قديم ( فارسى )

مىنشست و يك پا را در زير سرينش تا مىنمود لنگ مشترى را به كمرش محكم كرده دامنه‌اش را روى پاهايش كشيده آن را صاف و مرتب كرده يك ساق او را روى نرمهء ران و آن پاى خود كه آن را تا كرده بود نهاده با دو كف دست با فشار معتدل و نرمش تمام از مچ شروع به ماليدن و جنبانيدن گوشت‌ها و عضلات پاى او كرده به ساق ، زانو ، ران و بيخ ران مىرسيد و در اين هنگام هم بود كه مشترى غالبا دچار دگرگونى طبيعت جنسى و احوال غير عادى گرديده و دستمالى دلاك وى را برانگيخته گرفتار هيجان نموده كارش به شرمندگى مىكشيد ، و از جهت همين حالت هم بود كه دلاك قبل از مشتمال پاها لنگ را از وسط پاى مشترى كشيده بدور رانهايش برگردانده عضو موقع‌نشناس را بجاى خود محبوس مينمود ، اما چه بسيار كه با اين همه لنگ را با همه محكمى بالا كشيده لنگ را چون خيمهء سرخ بالا ميكشيد و صاحب خود را دچار پيچ و تاب خجالت مينمود . البته اين دگرگونى و هيجان مخصوص جوانان و ميان‌سالان نبود كه بدان دچار ميشدند و چه بسا سالمندان و پيران از شصت و هفتاد به بالا را كه بخاطر آسايش فكر و راحتى خيال غالبا اين احوال رخ مينمود و استبعادى نيز نميتوانست داشته باشد كه چه زياد از اين گروه كه در اين سنين دختران باكره‌ى ده دوازده ساله اختيار ميكردند و از حجلهء زفاف سرافراز بيرون ميآمدند ! از اين رو از زيركىهاى زنانه نيز بود كه هرگاه رغبت مباشرت در شوهر احساس ميكردند تا لذت كار را چندان كنند قبلا به ماليدن تن و بدن و پا و ساق و ران و اسافل اعضاى او ميپرداختند و يا هر آينه در خود رغبت و در شوهر بىرغبتى مييافتند ، لب فرو بسته بازو گشاده ، كار را با لمس و مس و ماليدن ران و ساق و انگشتان پاى شوهر بسامان ميرساندند . اين عملى بود كه اطبا نيز آن را جهت تحريك مرد تجويز ميكردند . در هر حال بعد از مشتمال و ماليدن پاها و جنبش دادن كفل‌ها و ران‌ها و فشردن و گرداندن و لرزاندن ماهيچه‌ها و گوشت‌ها و رگ و پىها نوبت به شكستن رگ انگشتان پاها و بازى با آن‌ها مىرسيد كه آن‌ها را نيز يكى يكى خم كرده و كشيده از هر يك صدا برآورده كار به عمل آخر ، كه بايد مشترى را از رخوت و خواب و سستى بيرون آورده آمادهء كيسه و صابون و مثل آن نمايند مىرسيد كه دامن‌هاى لنگ را به روى پاهاى مشترى صاف كرده خود سرپا ايستاده از پائين